طرز فکر ثابت در روابط

طرز فکر ثابت در روابط

به نام خدا

طرز فکر ثابت در روابط

سلام دوستان عزیزم

این مقاله در ادامه مقاله قبلی هست و می خوام که بیشتر راجع به مشکلات طرز فکر ثابت توضیح بدم تا ببینیم که آدم هایی با طرز فکر ثابت در روابطشون چه دیدگاهی رو اتخاذ می کنند.

 

اگه یادتون باشه دیدگاه افراد باطرز فکر ثابت این بود که ویژگی های شخصیتی آدم ها ثابت هست یعنی هر آدم با یک سری ویژگی های شخصی خاص مثل استعداد، هوش، خلق و خوی ژنتیکی و… به دنیا اومده؛ حالا یا این ویژگی ها یا خوبن مثلا آدم باهوشیه با استعداد خوش اخلاقه و یا نه تو هرکدوم از این موارد مشکلاتی رو داره و دیدگاهش اینه که نمی تونه بهتر بشه و رشد بکنه مثلا نمی تونه سطح هوشش رو افزایش بده و یا نمی تونه برای خودش استعداد های جدید بسازه و…

و حالا در یک رابطه دوچیز دیگه هم به این تصویر اضافه میشه؛ شریک زندگی و خود رابطه

یعنی این آدم در مورد سه چیز الان طرز فکر ثابت داره

  • در مورد خودش یعنی ویژگی های شخصیتیش ثابت هستند
  • در مورد شریکش، یعنی ویژگی های اونم ثابت هست و قابل رشد نیست
  • و در مورد رابطه اش: یعنی یک رابطه ذاتا یا خوبه یا بد

و دیدگاه طرز فکر رشد این بود که تمام ویژگی های شخصیتی آدم ها قابل رشد و باور داره که  میشه هر چالش و هر انتقادی رو به فرصتی برای رشد و شکوفایی تبدیل کرد

و همچنین در رابطه؛ طرز فکر رشد میگه که همه این چیزها می تونه رشد کنه، یعنی شما شریک زندگی تان و ارتباط شما قابلیت رشد و تغییر را دارد

 

اگه دوست دارین بیشتر با این طرز فکر آشنا شین لینکش رو  براتون میزارم .

طرز فکر در رابطه های عاشقانه

حالا بریم سراغ بحث خودمون؛

افراد با طرز فکر ثابت در روابطشون به چه مشکلاتی برمی خورند و چه نوع دیدگاهی رو در پیش می گیرند؟

 

 

مشکل اول

  • اگر برای رسیدن بهش مجبور باشند که به سختی تلاش کنند، پس یعنی قرار نیست که وجود داشته باشه

افرد با طرز فکر ثابت انتظار دارند که همه چیزهای خوب به طور خودکار اتفاق بیفته، یعنی نیازی نیست که طرفین برای کمک به همدیگه و حل مشکلاتشون تلاشی کنند و یا مهارتی رو بدست بیاورند فکر می کنند که این کار به طرز جادویی باید از طریق عشق اتفاق بیفته

مثل داستان سیندرلا که زندگی پر از بدبختیش به طور ناگهانی توسط شاهزاده اش دگرگون شد.

بریم یه داستان بخونیم تا بیشتر این موضوع رو درک کنیم

داستان:

دوستان شارلین به او درباره مکس، نوازنده جدید شهر گفتند. او برای نواختن ویولن سل همراه با ارکستر سمفونیک آمده بود. شب بعد، شارین و دوستانش برای تماشای اجرای ارکستر رفتند و پس از پایان اجرا به پشت صحنه رفتند، مکس دست شارلین را گرفت و گفت:” دفعه بعد بیا دیدارمان را طولانی تر کنیم.” شارلین شیفته حال و هوای مشتاقانه و عاشقانه او شده و او شیفته نگاه جذاب و عجیب شارلین! همان طور که بیرون میرفتند، شدت این میل و علاقه بیشتر میشد. به نظر می رسید که یکدیگر رو عمیقا درک می کنند از چیزهای مشابه لذت می برند مثل غذا، تجزیه و تحلیل آدم ها، مسافرت و … و هرکدوم پیش خودشون فکر میکردند که ” کل زندگی من تاحالا کجا بودی؟”

هرچند در طول زمان، مکس شخص دمدمی مزاجی شد. درواقع، این چیزی بود که از اول بود فقط در ابتدا آن را نشان نداده بود. زمانی که خلق و خوی بدی داشت می خواست که تنها باشد. شارلین می خواست در مورد آنچه که او را آزار می داد صحبت کند، اما این کار باعث اذیتش می شد.او با زور و اجبار بیشتر و بیشتر اصرار می کرد که “تنهایم بگذار”. در این شرایط شارلین احساس رانده شدن می کرد…

تحلیل داستان

دوستانشون که این ماجرا رو می دیدند از انها خواستند تا برای روابطشون تلاش کنند؛ اما هردوی آنها با غم و اندوه بزرگی احساس می کردند که اگر رابطه آن ها درست بود آنها مجبور نبودند که به سختی به خاطرش تلاش کنند.

اگر رابطه درستی بود باید کاملا قادر به درک و احترام نیازهای یکدیگر بودند. تا اینکه با این طرز فکر کم کم نسبت به هم سرد شدند و در نهایت از هم جدا شدند.

اما افراد با طرز فکر رشد در رابطه هاشون به دنبال سحر و جادو نیستند. آنها اعتقاد دارند که یک رابطه خوب و پایدار از طریق تلاش  و کنترل قدم به قدم تفاوت های اجتناب ناپذیر به وجود می آید

جان گاتن یکی از بهترین محققین رابطه میگه که:

” هر ازدواجی نیازمند تلاشی است که آن را در مسیر درست حفظ کند، بین نیروهایی که شما را باهم نگه می دارند و آن هایی که شما رو از یکدیگر دور می کنند تنش و کشمکش ثابتی وجود دارد”

  • خواندن ذهن

افراد با طرزفکر ثابت بر این باورند که زوج ها باید قادر به خواندن ذهن همدیگه باشند:

“ما مثل یک نفر هستیم. شریک زندگی من باید بداند که من چه فکر می کنم، احساس می کنم و نیاز دارم و من باید بدانم که شریک زندگی ام به چه فکر میکند، احساس می کند و نیاز دارد”؛

اما این غیر ممکنه. خواندن ذهن به جای برقراری ارتباط به ناچار نتیجه معکوس دارد

  • توافق در مورد همه چیز

بسیاری از مردم با طرز فکر ثابت بر این باورند که درتمامی نظرات باید با یکدیگر مشترک باشند!

اگر اینطور باشه دیگه نیازی به ارتباط نیست کاملا میشه فرض کرد که شریک زندگیتون همه امور رو همون طوری میبینه که شما می بینید

رابطه بدون تلاش، رابطه محکوم به فناست، نه رابطه عالی

برقراری ارتباط دقیق و درست نیازمند تلاشی است و برملا کردن و حل و فصل اعتقادات و امیدهای متضاد نیازمند تلاش کردن در راستای آن هاست

به این معنی که جمله” آن ها پس از آن برای همیشه خوش و خرم زندگی کردند”

وجود ندارد بلکه بیشتر شبیه این است که ” آن ها پس از آن همیشه با خوشحالی تلاش کردند.”

 

مشکل دوم

  • مشکلات نشان دهنده نقص شخصیتی هستند

مشکل بزرگ طرز فکر ثابت اینه که مشکلات نشانه ای از نقص عمیق و ریشه دار است؛ اما درست همان طور که هیچ دستاورد بزرگی بدون مانع حاصل نمی شه، هیچ رابطه بزرگی بدون درگیری و مشکلات در طول راه وجود نداره.

زمانی که افراد با طرز فکر ثابت در مورد اختلافشون صحبت می کنند؛ شروع به سرزنش کردن می کنند. گاهی اوقات خودشون رو سرزنش می کنند اما اغلب شریک زندگیشون رو سرزنش می کنند و ویژگی های اون فرد یعنی کمبودهای شخصیتی او را مورد سرزنش قرار می دهند. اما این موضوع به همین جا ختم نمیشه. هنگامی که افراد شریک زندگیشون رو به دلیل مشکلات سرزنش می کنند نسبت به اونها احساس خشم و انزجار پیدا می کنند و این روند ادامه پیدا میکنه و چون مشکل از ویژگی های ثابت ناشی می شود از دیدگاه طرز فکر ثابت نمی توان آن را حل کرد. بنابراین هنگامی که افراد با طرز فکر ثابت نقصی رو در شریک خود می بینند، آن ها رو مورد تحقیر قرار می دهند ونسبت به کل رابطه احساس نارضایتی پیدا می کنند.

 

اما افراد با طرز فکر رشد عیوب شریک خود را می بینند و در عین حال فکر می کنند که رابطه خوبی دارند و بیشتر بر این تمرکز می کنند که چه چیزی اشتباه است. شاید به کمک یک مشاور این مشکل رو حل کنند و تصمیمات آگاهانه ای رو اتخاذ کنند.

دانیل وایل متخصص رابطه می گوید که:

انتخاب شریک یعنی انتخاب مجموعه ای از مشکلات. هیچ گزینه بدون مشکلی وجود ندارد. ترفند این است که محدودیت های یکدیگر رو قبول کنیم و شروع به توسعه و رشد کنیم.

  • رقابت: چه کسی بهترین است؟

در طرز فکر ثابت افراد به طور دائم در تلاشند تا شایستگی های خودشون رو ثابت کنند یعنی من باهوش ترم، با استعدادترم و دوست داشتنی تر…

اما طرز فکر رشد دیدگاه پیشرفت کردن در روابط رو در پیش میگیره به جای رقابت کردن!

هنگامی که افراد رابطه ای رو آغاز می کنند، با شریکی که متفاوت از آنهاست روبه رو می شوند و یاد نگرفته اند که چگونه با تفاوت ها برخورد کنند. در یک رابطه خوب، افراد این مهارت ها رو توسعه می دهند و هم زمان با انجام این کار، هر دو طرف رشد می کنند و ارتباط عمیق تر میشود.

 

طرز فکر خود را رشد دهید

آیا شما هم یک فرد سرزنش کننده هستید؟ برای یک رابطه خوب، خوب نیست که همه چیز را به شریک زندگی خود نسبت دهید و سعی کنید در این جهت کار کنید که نیاز به سرزنش کردنتان را درمان کنید و از فکر کردن در مورد خطا و سرزنش عبور کنید.

 

مراقب خوبی هاتون باشید

زندگی به عشق و آموزش بیشتری نیاز دارد.

 

 

پاسخی بگذارید

بستن منو